یادش بخیر اون زمون زمون کودکی ،شمام این کارتونا رو یادتون می یاد من که خیلی ازشون خاطره دارم ،شما چی یاد چه چیزای میفتید.الان اینقد مشغله فکریمون زیادشده که حسرت اون روزا رو می خوریم روزای بی خیالی روزایی که توکوچه با بچه های محل هفت سنگ بازی می کردیم دوچرخه سواری وانواع بازیای کودکانه حالا دیگه حتی نمی تونیم بهشون فکرکنیم ،خیلی خوبه که دنیا داره تو همه زمینه ها پیشرفت می کنه ولی انگاربا این پیشرفت ها مام داریم افسرده ترمیشیم،یاداون روزا بخیر که واسه رفتن به مدرسه ودیدن دوستامون حاضر بودیم خیلی زود ازخواب بیدار بشیم بریم مدرسه وهمدیگه رو ببینیم ولی الان خیلی کم پیش میاد همدیگه رو ببینیم واحوال پرسیامون فقط با یه پیامک تموم می کنیم...دلم خیلی واسه کوچیکیام تنگ شده...
خدارو فراموش نکنید...
لبخندم یادتون نره
مامان وباباها رو هم ببوسید......
یاعلی
:: بازدید از این مطلب : 476
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1