یک نفر همرنگ خدا
یک نفراز تبار محمد
یک نفر هم خون حیدر می آید
پاره ی تن رسول الله پاره ی تنش را به دنیا می آورد
او می آید
او که نامش حسین است
او که فرزند ثارالله است
ثارالله را همه می شناسند
ازکودکان بی کس وکار کوفه گرفته
تاخدای آسمان ها وزمین
ثارالله خون خداست
وتو ای برادر
درخیال آر که هر اهریمنی برخدا تیغ فرود آرد
وخدا راخون فراگیرد
این خون همان ثارالله است
وثارالله،حیدر نامی است
که تیغش
رعد وبرقی است که
چشم وگوش هفت آسمان را
کور وکر می نماید
واین شیر صف شکن همان کسی است که
کودکان را برپشت خویش سوار می کند
ودر سرچاه غریبانه ترین هق هق ها رادر گلو دارد
حسین فرزند این شیر است
حسین خدای از خود گذشتگی است
گلوی اصغر حسین شهادت می دهد که:
حسین خدای از خود گذشتگی است
قامت اکبر حسین شهادت می دهد که:
حسین خدای از خود گذشتگی است
سبزه ی گوشه لب قاسم گواهی می دهد که:
حسین خدای از خود گذشتگی است
عون وعبدالله وجعفر گواهی می دهند که:
حسین خدای از خود گذشتگی است
عطش سکینه شهادت می دهد که:
حسین خدای از خود گذشتگی است
نماز نشسته زینب گواهی می دهد که:
حسین خدای از خود گذشتگی است
وبگذار ای برادر فریاد بزنم
ازدرونی آتشناک
که دستهای قلع وقمع شده عباس
و
لب های باوفایش شهادت می دهند که:
حسین خدای از خود گذشتگی است
وچه کس برتر از آنکه ازخویشتن خویش گذشت
تا عشق بماند
تا حماسه از یاد نرود
تا آزادی وآزادگی افتخار شود
حسین آمده است تا نماند وبماند
نماندن او ماندن است
وماندن او جاودانگی
تن شریف حسین
برتر از آنست که
در میان تن ها روزگار بگذراند وبه این خاطر حسین آمده است که نماند
ونماندنش فراتر از ماندن است
حسین پاسدار عشق بود
وهست
وخواهد بود
:: بازدید از این مطلب : 480
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0